نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲ میلی

میلی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

دمی که دل تپد، از غم امان دهد ما را

نوید آمدن دلستان دهد ما را

برد چو جذبه شوقم، چه حاجت است به آن

که محرمی سر کویش نشان دهد ما را

دلا بنوش می هجر و تلخکام مباش

که بدگمان، قدح امتحان دهد ما را

خوش آنکه حرف تو گوییم و چون تو پیش آیی

کسی حدیث دگر بر زبان دهد ما را

برد چو نام تو قاصد، حسد بریم، وگر

نوید وصل تو آرام جان دهد مارا

به هجر و وصل چو بی غم شدیم، کاش اجل

فراغتی زغم این و آن دهد ما را

ز چنگ هجر و اجل، کی بریم جان میلی

کشد فراق، اجل گر امان دهد ما را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عمیق عشق و دلتنگی می‌پردازد. شاعر از دل تپیدن و غم ناشی از جدایی سخن می‌گوید و امید به آمدن معشوق را در دل دارد. او بیان می‌کند که اگر شوق و عشق باشد، نیازی به چیز دیگری نیست و تنها دیدن معشوق به او آرامش می‌بخشد. همچنین، از نوشیدن می و دوری از تلخی‌های زندگی توصیه می‌کند، زیرا حسرت و غم ممکن است فزونی یابد. شاعر به زیبایی‌های گفتار معشوق و یاد او اشاره کرده و آرزو می‌کند که در کنار محبوب، دلتنگی‌ها و درد فراق را فراموش کند. در نهایت، او به واقعیت جدایی و اجلا که می‌تواند ناشی از آن باشد، اشاره می‌کند و می‌گوید که نمی‌تواند از چنگ جدایی و سرنوشت نجات یابد.