نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹ میلی

میلی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

رفت سوی خانه چون بنمود روی خویش را

تا نماید بر غریبان راه کوی خویش را

در نیابم لذتی از همزبانیهای یار

بس که می یابم پریشان، گفت وگوی خویش را

آن پری از من گریزان است و من از انفعال

می کنم پنهان ز مردم جست وجوی خویش را

بس که ورزیدم به او بیگانگی، نزدیک شد

کآشنای خود کنم، بیگانه خوی خویش را

با وجود وصل، در دل حسرت دیدار ماند

بس که یار از ناز برمی تافت روی خویش را

عالمی شد همچو میلی آهوی سر در کمند

چون گشوده از هم کمند مشکبوی خویش را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به احساسات دل‌تنگی و جدایی از معشوقه‌اش اشاره می‌کند. او به خانه‌اش می‌رود تا خود را به یاد معشوقه‌اش بیاندازد و با این کار به غریبه‌ها می‌خواهد نشان دهد که در کجا زندگی می‌کند. او از همزبانی با یار لذتی نمی‌برد، زیرا احساس می‌کند که گفت‌وگوهایش پراکنده و نامنظم است. همچنین، شاعر می‌بیند که معشوق از او دوری می‌کند و او در تلاش است تا خود را از میان جمع پنهان کند. با وجود اینکه با یار در پیوند است، دلش همچنان حسرت دیدار او را می‌کشد، زیرا یار به ناز و فریب خود ادامه می‌دهد. در نهایت، او این‌گونه برمی‌گردد که مانند آهو در تنگنا قرار دارد، در حالی که می‌خواهد از رویش را ببیند.