نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۲ میلی

میلی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

تا دمی دامان وصلش دست شوقم سر دهد

هر زمان بهر فریبم وعده دیگر دهد

دل زعشقم جمع کرده و راندم از کوی خویش

همچو صیّادی که صید نیم بسمل سر دهد

تاب چون آرم، که یاد مهربانیهای او

هر زمان دلداری شوق هجوم آور دهد

از خلاف وعده‌ام شد منعفل، وز اضطراب

رفت از یادش که بازم وعده دیگر دهد

حال میلی با شدش خاطرنشان، از اعتماد

چون خورد می‌با رقیبان، باده‌اش کمتر دهد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از شوق و عشق خود به معشوق سخن می‌گوید و احساسات متناقضی را توصیف می‌کند. او به وعده‌های فریبنده‌ای که بارها دریافت کرده اشاره می‌کند و بیان می‌کند که دلش را از کوی محبوب راند و حالا چون صیادی در جستجوی طعمه‌اش است. شاعر از یادآوری محبت‌های گذشته رنج می‌برد و احساس ناامیدی از وعده‌های بی‌پایه دارد. او به میل و اعتماد خود اشاره می‌کند که دچار تزلزل شده و در عین حال از رقیبان خود در عشق احساس رقابت می‌کند.