شمارهٔ ۱۲۶ میلی
میلی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
ز نیازمندی من، گرش احتراز باشد
نکنم ازو شکایت، که گناه ناز باشد
به دل پر از شکایت، سر حرف باز کردم
تو مدار گوش با من، که سخن دراز باشد
ز گلی فتاده گویا، به دل تو خارخاری
که به ناز چشم مستت، اثر نیاز باشد
ز کجاست بخت آنم، که نهانی از رقیبان
نظری کنی به سویم، که بیان راز باشد
به کسی فتاده کارم، که به صد خلاف وعده
نه به عذرخواهی آید، نه بهانهساز باشد
به رهی که با رقیبان گذریّ و سوی میلی
نگهی کنی، چه گویم که چه جانگداز باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری از یک شاعر است که در آن به احساسات نیاز و درد دل خود اشاره میکند. شاعر از کسی میخواهد که از او دوری نکند و به شکایتش توجهی نکند، زیرا این شکایت خود نوعی ناز است. او در دلش از بیتوجهی و عدم پاسخگویی طرف مقابل گلهمند است و به وضعیت نامناسب خود اشاره میکند، به ویژه زمانی که شخصی به وعدهاش عمل نمیکند. در نهایت، او از نظر محبتآمیز طرف مقابل آرزو میکند، زیرا این نگاه و توجه میتواند رابطهشان را بهبود بخشد.