شمارهٔ ۱۲۸ میلی
میلی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
باز مژگان ترم نوباوه خوناب کرد
باز چشم خونفشانم خیر باد خواب کرد
دوش دل را دیده حیران نوید وصل داد
هر نگاه گرم کان خورشید عالمتاب کرد
قحط شد در خشکسال هجر چون باران وصل
صبر را در بحر عشقم گوهر نایاب کرد
بارها دادم قرار شکوه ناکردن ز یار
غیرت دیدن به اغیارش، مرا بیتاب کرد
دید مژگان ترا میلیّ و شد در اضطراب
همچو صیدی کو نظر بر خنجر قصّاب کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر تردید و احساسات عمیق شاعر در مورد عشق و جدایی است. شاعر به زیبایی چشمان معشوق اشاره میکند و به عشق و وصال او اشاره دارد. او از خشکی و قحطی فاصله عاطفی شکایت میکند و صبر را در دریای عشق بسیار سخت میداند. همچنین از بیتابی خود در برابر دیدن معشوق و احساسات متضادش مینویسد، و در نهایت به تصویری از اضطراب و درگیری درونی خود در مواجهه با عشق و خیانت اشاره میکند.