شمارهٔ ۲۱ میلی
میلی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
چشم مستی باز رهزن شد دل دیوانه را
کز نگاهی آشناه زد راه صد بیگانه را
زین گمان کز غیر ناگه پیشتر بیخود شوم
خون شود دل در برم، چون پر دهی پیمانه را
چشم او کز اول آویزد به مردم، از فریب
همچو صیادی به روی دام پاشد دانه را
سوی بزمش می روم ناخوانده و شادم ازین
گرچه از شادی نخواهم یافت راه خانه را
از شراب عاشقی، کیفیتی دارد مگر؟
شعله کز یک جرعه بیخود می کند پروانه را
بس که شد ناخوانده میلی سوی یار، از خشم او
بست بر همصحبتان راه و در کاشانه را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به وصف حال عاشقانه و شور و شوق خود میپردازد. نگاه معشوق و زیباییهای او به دل دیوانهاش راهی میدهد و او را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد. شاعر به تأثیر نگاهی آشنا اشاره میکند که میتواند دلهای بیگانه را نیز مجذوب کند. او احساس میکند که با یک نگاه ممکن است به شدت عاشق شود و دلش به درد بیافتد. چشمهای معشوق مانند دامی است که او را به سوی خود میکشد و شاعر با خوشحالی به بزم معشوق میرود، هرچند نمیداند که بعداً چگونه از این شادی به خانه بازگردد. در نهایت، از شدت عشق و شوق، حسی شبیه به شعله وجودش را میسوزاند و او را بیخود و مجنون میکند. این شعر به زیبایی احساسات عمیق عاشقانه و جنون عشق را توصیف میکند.