شمارهٔ ۲۶ میلی
میلی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
دلا رسیده به جایی کمند ناله ما
که خو گرفته به مجنونوَشان غزاله ما
به اهل بزم چنان جام دوستی پر داد
که ریخت لای ته شیشه در پیاله ما
به گرد خوان بلا از هجوم آه، چو شمع
گره شود به گلو آتشین نواله ما
چو نافه شد دل ما، بس که بود چون میلی
اسیر سلسلهایعنبرین غزاله ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر به احساسات عمیق و دردناک خود اشاره میکند. او از ناله و اندوهی صحبت میکند که به او رسیده و نشاندهندهی احساس محبت و وابستگیاش به معشوق است. شاعر به مراسم و مجالس دوستی اشاره میکند و میگوید که چگونه دلش از عشق و حسرت در آتش میسوزد. همچنین، از زیبایی و فریبندگی غزاله (معبودش) سخن میگوید و چگونه دلش در اسارت عشق اوست. در کل، اشعار حاکی از عواطف عاشقانه و درد و شور درونی شاعر است.