شمارهٔ ۳۷ میلی
میلی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دامان ناز برزد وتیغ جفا گرفت
سرمست در رسید و گریبان ما گرفت
گردید تیر غمزه مستش به خون من
هر چند دست او به شفاعت حنا گرفت
شب گفتم آنقدر سخن از بیخودی به یار
کش خواب از فسانه بی مدعا گرفت
آن شاخ گل، شکفته ز اهل وفا گذشت
تا از نسیم آه که بوی وفا گرفت؟
میلی ترا کسی که ملامت ز عشق کرد
آهوی نیم جان به کمند بلا گرفت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از زیبایی و دشواری عشق سخن میگوید. او با تصاویری از دلگدازی و جذابیت معشوق، از درد و رنجی که در عشق تجربه کرده، صحبت میکند. تصویری از جذابیت و درد سرمستی عشق و تأثیر آن بر زندگی او به نمایش گذاشته شده است. شاعر به شفاعت و وفای معشوق اشاره میکند و نیز به حسرت و غمهایی که عشق با خود به ارمغان میآورد. بهطور کلی، شعر حالتهای مختلف عشق، از شوق و وفا تا درد و ملامت را به تصویر میکشد.