شمارهٔ ۴۱ میلی
میلی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از منع غیر، دوش که خندان گذشت و رفت
امروز با تبسّم پنهان گذشت و رفت
زود آشنای من به که شد گرم اختلاط
کز پیش من رقیب پریشان گذشت و رفت
بی تابیاش ز وعده فراموشی که بود؟
کز اضطراب، بر زده دامان گذشت و رفت
بود از پی رقیب و نهان آشنای من
چون پیش من رسید هراسان گذشت و رفت
در راه آرزو، اثر نامیدیام
گوید که آن پری ز تو پنهان گذشت و رفت
میلی چو بود رشته جان پای بند او
بیمار آرزو ز سر جان گذشت و رفت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف لحظاتی میپردازد که عاشق با احساساتی متناقض روبهرو است. او میبیند که محبوبش با تبسمی پنهان، از کنار او عبور میکند و این باعث میشود که دلش به تنگ آید و حسرت بخورد. محبوبه در میان دیگران و رقبایش دیده میشود و شاعر از تماشای این صحنهها دچار درد و ناامیدی میشود. همچنین، احساس وابستگی و آرزوهایش به محبوبش باعث میشود که دلش به شدت بگيرد و او را به یاد داشته باشد. به طور کلی، شعر به بیان غم و اندوه ناشی از دوری و بیتوجهی محبوب پرداخته است.