شمارهٔ ۴۷ میلی
میلی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
شرمندهام که روی دلی چون نمود و رفت
صد سرزنیش ز ناکسی من شنود و رفت
بهر فریب ساده دلان، مست ناز من
از بزم غیر آمد و خود را نمود و رفت
شد قحط آرزو به دل زود قانعم
با آنکه دیر آمد و یک دم نبود و رفت
تا بار دیگرش نتواند فریب داد
او را گذاشت غیر که برخاست زود و رفت
میلی خیال یار به دل ناگهان گذشت
بازم به دل محبّت دیگر فزود و رفت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به احساس شرمندگی و ناامیدی از روی دلی که به او نزدیک شده، اشاره میکند. او از سرزنشها و ناراحتیهایی که از طرف این دل به او شده سخن میگوید و احساس میکند که عشق و آرزو به زودی از دلش رخت بستهاند. شاعر همچنین میگوید که تلاش برای فریب دادن این دل ناموفق بوده و در نهایت، آشنایی که آمده بود، به سرعت رفت و خودش را نشان داد. او در پایان به احساسات متناقضی که در دلش نسبت به یار وجود دارد، اشاره میکند و میگوید که محبت جدیدی به دلش راه یافته است.