شمارهٔ ۴۵ میلی
میلی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گر نیست فکر قتل منت، قهر بهر چیست
بادام تلخ چشم تو پر زهر بهر چیست
بیداد غمزه تو هلاک مرا بس است
جور زمانه و ستم دهر بهر چیست
با صد ستم کنون که مرا آزمودهای
هر دم غضب برای چه و قهر بهر چیست
او در پی هلاک من و خلق در عجب
کاین صید خون گرفته درین شهر بهر چیست
گر بهر تلخکامی میلی نیامدی
در دست غمزهات، قدح زهر بهر چیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق و تلخ شاعر نسبت به یک معشوق میپردازد. شاعر پرسشهایی را مطرح میکند که چرا معشوق با این همه قهر و ستم، هنوز او را آزار میدهد و نمیآید تا از رنجهایش کاسته شود. او به طعنه میگوید که اگر معشوق قصد آسیب به او را ندارد، پس این همه قهر و کینه برای چیست؟ در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که تمام دردها و رنجها از نگاه و غمزههای معشوق نشأت میگیرد.