شمارهٔ ۵۸ میلی
میلی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
دل به جان آمده از عشق نهان، یار کجاست
پرده از راز برانداز دل زار کجاست
بس که از نازکی خوی تو میاندیشم
با خیال تو مرا زهره گفتار کجاست
رفت دل از پی دلدار و نپرسید از من
که دگربار ترا وعده دیدار کجاست
چند گویید که آزار بود لازم عشق
عشق اینجاست، بگویید که آزار کجاست
ای خوش آن طالب دیدار که در راه طلب
شوق در گوش دلش گفت که دلدار کجاست
میلی از بادیه عشق بکش پا، که ترا
تاب پیمودن این وادی خونخوار کجاست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از شوق و درد عشق سخن میگوید و به جستجوی معشوق میپردازد. او از احساساتی چون ناامیدی و فراق صحبت میکند و میخواهد بداند محبوبش کجاست. در این مسیر، شاعر به زیباییهای عشق و سختیهای آن اشاره میکند و نشان میدهد که عشق همیشه با درد و آزار همراه است. در نهایت، او از مخاطب میخواهد که در این راه پرخطر، عشق را دنبال کند و به دلدار برسد.