نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۲ میلی

میلی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

چون صبا راه به خاک من غمناک انداخت

بوی گلبرگ کسی در کفن چاک انداخت

سر خون ریختن بیگنهی داشت مگر؟

که مرا کار به آن غمزه بی‌باک انداخت

هر گه آن شمع بتان، خنجر بیداد کشید

آتش تفرقه در جمع هوسناک انداخت

مژده باد ای دل آزرده که صیّادوشی

آمد و در سرم اندیشه فتراک انداخت

آه میلی سبب گرمی بی‌دردان شد

آتشی باز به مشت خس و خاشاک انداخت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق و غمناک شاعر می‌پردازد. شاعر از غم و اندوه ناشی از جدایی و درد عشق صحبت می‌کند و به نوعی، بوی گل و یاد معشوق را در دل دارد. او به تأثیرات منفی عشق و تنهایی اشاره می‌کند و حسرتی از گذشته را در دل خود احساس می‌کند. همچنین به امیدی برای بازگشت معشوق و رفع غم‌ها، به شوق و اشتیاق خود برای وصال اشاره دارد. در نهایت، او با بیقراری و درد دلی که تجربه می‌کند، در برابر این غم‌ها و آتش عشق تسلیم می‌شود.