نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۴ میلی

میلی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن غمزه در صف مژهٔ خشمگین نشست

چون شحنه‌ای که بر سر بازار کین نشست

سازد بهانه شرم و نبیند به سوی من

هرجا رقیب پهلوی آن نازنین نشست

صد خار گر به پا بنشیند چو گرد باد

در وادی طلب نتوان بر زمین نشست

شب تا به روز، غیر به بزمش نگاه داشت

شوخی که در برابر من خشمگین نشست

از شوق لعل یار، به گرداب آرزو

میلیّ خون گرفته به رنگ نگین نشست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف حسادت و غم ناشی از عشق می‌پردازد. او غمزه‌ای را به تصویر می‌کشد که مانند نگهبانی خشمگین در مقابلش نشسته و باعث شرم و تأمل در عشق او شده است. شاعر می‌گوید که حتی اگر صد دل‌خراشی هم به او برسد، نمی‌تواند از خواسته‌اش دست بکشد. شب‌ها تنها به یاد معشوقش می‌نگرد و این احساسات متضاد (خوشحالی و ناراحتی) او را در گردابی از آرزوها و حسرت غرق کرده است. در نهایت، عشق و تمایل او به معشوق به گونه‌ای عمیق و رنگین توصیف می‌شود.