شمارهٔ ۶۵ میلی
میلی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
آنکه کاری غیر آزار دل زاری نیافت
عالمی را کرد در آزار و آزاری نیافت
بزم استغنایش از من بس که امشب گرم بود
مدعی هم پیش او تقریب گفتاری نیافت
آن فرامُش وعد کرد امروز یاد ما، مگر
در کمند انتظار خود گرفتاری نیافت؟
یار چون بگذشت از من تا شود همراه غیر
منفعل برگشت، پنداری طلبکاری نیافت
وقت کشتن دست و پایی میزدم بیاختیار
جان به این شکرانه دادم کز من آزاری نیافت
آنکه خود را همچو میلی آرزومندی ندید
ناز خود را چون نیاز من خریداری نیافت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به درد و رنج دلسوز خود اشاره میکند و از آزار و بیتوجهی دیگران گله میکند. او به بزم زندگی اشاره دارد که تحت تاثیر غمهایش قرار دارد و در آنجا کسی به او توجه نمیکند. شاعر به یاری که از او دور شده فکر میکند و حالتی از ناکامی و انتظار در او ایجاد میشود. او به تلاشهای بیفایدهاش برای جلب توجه دیگران اشاره میکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که دیگران به او توجهی ندارند و نمیتوانستهاند نیازی به عشق و محبت او را درک کنند.