شمارهٔ ۶۶ میلی
میلی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
امشب که گوشه اجلم منزل آمدهست
در منزل تو غیر به کام دل آمدهست
گردید منفعل، مگر از من خبر نداشت
آن شاخ گل که سر زده در محفل آمدهست
آسان نمود عشق تو بخت مرا به خواب
تعبیر خوابهای چنین، مشکل آمدهست
بد مست را به شیشه شکستن کشید دل
امشب که غمزه تو مرا بر دل آمدهست
چون دیگری مرا به غریبی نمیشناخت
از بیکسی به ماتم من غافل آمدهست
میلی به رهگذار تو امروز دیرتر
از ناامیدی دل بیحاصل آمدهست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به حال و هوای شب و عشق خود اشاره میکند. او احساس میکند که شب مرگ به او نزدیک شده است و در عین حال دلش مشتاق دیدن محبوبش است. قلبش تحت تأثیر زیبایی محبوبش به خواب رفته و تعبیر خوابهایش برایش سخت شده است. شاعر نشان میدهد که عشق محبوبش او را در حالت گیجی و غم قرار داده و غم و ناامیدی او را در یک فضای بیکسی رنج میدهد. او همچنین به تأثیر غمزه محبوبش بر دلش اشاره میکند و میگوید که این احساسات حتی در میان غریبی هم حس میشود. در نهایت، شاعر از ناامیدی خود درباره عشق سخن میگوید.