شمارهٔ ۶۹ میلی
میلی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
رقیب بهر چه پیدا به رهگذار تو نیست
به وعدهگاه وفا گر در انتظار تو نیست
زبس که از نظرم بیحجاب میگذری
گمان برم که جدایی به اختیار تو نیست
دل از فریب تو گردید آن چنان نومید
که التفات نمایّی و شرمسار تو نیست
ز خلف وعده نهای منفعل، که میدانی
کسی ز وعده خلافی در انتظار تو نیست
کشیدهای می گلگون نهانی از میلی
گواه حال به از چشم پرخمار تو نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و جدایی سخن میگوید و احساس ناامیدی خود را از رفتار معشوق ابراز میکند. او به این نکته اشاره میکند که در این راه هیچ رقیبی وجود ندارد و اگر هم کسی در انتظار وعدهای باشد، آن شخص خودش نیست. شاعر حس میکند که معشوق بدون حجاب و به راحتی از کنارش میگذرد و جدایی به اختیار او نیست. همچنین، او اشاره میکند که دلش از فریبهای عشقی ناامید شده و دیگر انتظاری برای توجه معشوق ندارد. شاعر به دنبال جایی برای دلسردی و همدردی در این وضعیت ناامیدکننده میگردد.