شمارهٔ ۶۸ میلی
میلی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گویم چو حال خود به تو، تغییر حال چیست
از من که آشنای توام انفعال چیست
از بس که شوق گفت و شنید است با توام
پرسم جواب، اگرچه ندانم سوال چیست
تا افکند حسود مرا از خیال یار
گوید زمان زمان که ترا در خیال چیست
گر آشنایی تو به اغیار گرم نیست
چون حرف آشنا شنوی، انفعال چیست
میلی گذشت یار ز من مست و سرگران
حالم خراب دید و نپرسید حال چیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به بیان تغییر حال خود و تأثیرات آن بر او میپردازد. او از احساس شوق و گرمی ارتباط با معشوق صحبت میکند و میپرسد که حال او چیست. حسودان او را از خیال معشوق دور میکنند و او به جستوجوی دلیل میپردازد. اگرچه میداند که معشوق به دیگران توجهی ندارد، اما همچنان درگیر افکار و احساسات خود است. در نهایت، به عدم پرسش یار از حال او اشاره میکند که نشاندهنده بیتوجهی و غم اوست.