شمارهٔ ۷۸ میلی
میلی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در پهلوی اغیار به هر سو نظری داشت
گویا ز نهان آمدن من خبری داشت
دی گفت بسی حرف وفا روی برویم
گویا که به من روی و سخن با دگری داشت
آرام ازو جذبه شوق که چنین برد؟
کامروز سراسیمه به هر سو گذری داشت
چون دید مرا یار، برافروخت ز خجلت
گویا ز ستمهای رقیبان خبری داشت
میلی نگه از یار ندیدم دم رفتن
پنداشتی از ماتم من چشم تری داشت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این غزل به عشق و احساسات عاشقانه خود میپردازد. او از نگاه مختصری به اطراف صحبت میکند که نشان میدهد معشوقش از حضور او اطلاع داشته است. معشوق درباره وفا و صداقت حرفهایی زده که به نظر میرسد به او بیاعتنا بوده است. شاعر از شوق و اضطراب خود در برخورد با یار سخن میگوید و حس خجلت معشوق را نیز مشاهده میکند. در پایان، او به این نکته اشاره میکند که در لحظهی جدایی، احساس غم و ماتم او به حدی بوده که معشوق نتوانسته به او نگاه کند و گویی دلش برای او میسوزد.