نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۱ میلی

میلی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای دل اندر آتش غم، آه دردآلود چیست

گرنه در سوز محبت ناتمامی، دود چیست

قصد یار از کشتنم نومیدی عشّاق بود

ورنه از خونریز چون من نا کسی، مقصود چیست

باز امشب گر نبودی شمع بزم‌افروز غیر

روی گلگون، زلف درهم، چشم خواب‌آلود چیست

کینه‌جویان را گر امشب رخصت قتلم نداد

منفعل امروز یار و مدعی خشنود چیست

گر نمی‌ترسد که این ویرانه افتد بر سرش

بی‌قراریهای دل از جسم غم فرسود چیست

بر مراد دل بیا میلی که ترک جان کنیم

یار چون نابود ما خواهد، خیال بود چیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر درد و غم عاشقانه‌ی گوینده است که در میان آتش عشق و ناکامی غوطه‌ور است. او به تبعات عشق و کشتن خود از طرف یار اشاره می‌کند و در عین حال به ناامیدی عاشقان می‌اندیشد. گوینده به زیبایی یار و عدم حضور او در شب اشاره می‌کند و از عدم قدرت یار برای به قتل رساندنش سخن می‌گوید. او با افسردگی و بی‌قراری دل، به عدم تحقق آرزوهایش می‌اندیشد و در نهایت اعتراف می‌کند که یار او را به نابودی خواهد کشاند. این شعر ترکیبی از احساسات عمیق عاشقانه و غم ناشی از ناکامی است.