نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۲ میلی

میلی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

‌بگشا کمند زلف که دل دردمند توست

آهوی نیم کشته ما در کمند توست

یک جا چو سرو با همه شوخی ستاده‌ای

دستی مگر به دامن سرو بلند توست؟

هر خون گرفته‌ای که شود کشته بی‌گناه

چون بنگری، گناه نگاه کشند توست

از منت شکفتگی خود مرا مکش

کان زهر چشم بهتر ازین زهرخند توست

غافل مشو ز خویش که میلیّ تیره‌روز

در خاک و خون فتاده به راه سمند توست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به درد و رنجی که عشق و زیبایی معشوق به شاعر وارد می‌کند اشاره دارد. شاعر از معشوق می‌خواهد که موهایش را باز کند و نشان دهد، چرا که دل او به خاطر زیبایی‌های او رنج می‌کشد. او به زیبایی و فریبایی معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی حوادث تلخ و کشته شدن‌های بی‌گناه نیز به نگاه او وابسته است. شاعر به معشوق هشدار می‌دهد که از زیبایی‌هایش غافل نشود، چون زیبایی‌اش می‌تواند خطرناک و کشنده باشد، به طوری که می‌تواند روح را در خاک و خون غرق کند. در کل، شعر نشان‌دهنده پیچیدگی‌های عشق و تأثیر عمیق آن بر روح و زندگی شاعر است.