شمارهٔ ۹۰ میلی
میلی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
کو بخت آنکه یار شکایت ز من کند
چندانکه مدعی نتواند سخن کند
گردد هزار تازه گرفتار، ناامید
گر شکوهای دلم ز تو پیمانشکن کند
گر بیم سرگرانی او نیست غیر را
منعم چرا ز همرهی خویشتن کند
آن طالعم کجاست که از پهلوی رقیب
قتل مرا بهانهٔ برخاستن کند
او میکند سوال و زبان در جواب او
از اضطراب دل نتواند سخن کند
میلی هزار حیف که آن می پرست را
ذوق شراب، ساقی هر انجمن کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزلی از شاعر به تملک احساساتی عمیق و ناامیدی در روابط عاشقانه پرداخته است. شاعر میگوید که چه بخت بدی دارد که یار، شکایتش را میکند و او نمیتواند در پاسخ چیزی بگوید. او به سرنوشت خویش افسوس میخورد و به تضاد میان عشق و وفا اشاره میکند. دلش گرفته است و نمیتواند از اضطراب و ناامیدیاش سخن بگوید. در نهایت، میل به شراب و خوشیهای آن را به عنوان فرار از درد بیان میکند.