نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۶ میلی

میلی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

زان جفاپیشه، کسانی‌که خبر می‌آرند

از خجالت بر من حرف دگر می‌آرند

دشمنان بس که به کام دل خویشم بینند

هر زمان سوی من زار، گذر می‌آرند

غیر گویا شده افسرده، که امروز از یار

هر زمان نامه و پیغام دگر می‌آرند

تا فتد راز من ساده‌دل از پرده برون

حیله‌سازان ز زبان تو خبر می‌آرند

جان سپردند شهیدان و همان حیرانند

میلی این طایفه چون تاب نظر می‌آرند؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از ظلم و بدرفتاری افرادی که خبرهایی می‌آورند صحبت می‌کند. او به خاطر خجالت، نمی‌تواند به آن‌ها پاسخ مناسب دهد. دشمنان او خوشحال هستند و هر بار به سراغ او می‌آیند. همچنین، او به ناامیدی و افسردگی خود اشاره می‌کند که در اثر انتظار پیام از یار به وجود آمده است. در نهایت، او به رازهای نهانی که باید فاش شود، اشاره می‌کند و به حال شهیدان که هنوز در حیرت به سر می‌برند، می‌پردازد.