شمارهٔ ۹۷ میلی
میلی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
افغان که مرا همنفسان وانگذارند
یک دم به سر راه تو تنها نگذارند
گویا سر آزار نداری، که رقیبان
بازم به سر راه تمنا نگذارند
از بزم تو بیرون ننهم پا که مبادا
تا آمدنم اهل حسد جا نگذارند
ما را ز بس آزار کنی پیش رقیبان
خیزیم ز بزم تو و ما را نگذارند
میلی چه روی سر زده هر روز به بزمش
اندیشه نداری که مبادا نگذارند؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر احساس تنهایی و نگرانی خود را نسبت به رقبای حسود بیان میکند. او نگران است که مبادا در میهمانی یا بزم معشوقهاش، همنفسهایش او را تنها بگذارند و رقبای او او را آزار دهند. شاعر میگوید که به خاطر آزارهای دیگران از بزم معشوقهاش خارج نمیشود و همچنین از میل به دیدن معشوقش نمیتواند خودداری کند، اما در عین حال نگران است که ممکن است حسادت رقبایش، او را تحت فشار قرار دهد.