نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۶ غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

زلال خضر می جوشد ز لعل نوشخند تو

هزاران همچو اسکندر گرفتار کمند تو

ز صهبای تو افلاطون درون خم بسر برده

ز سودای تو جالیموس عمری دردمند تو

ارسطالیس باشد کاسه لیس خوان رندانت

فنون حکمت لقمان بود رمزی ز پند تو

مه نو در حضیض و اوج اندر مشرق و مغرب

نمی یابد مجال بوسه بر نعل سمند تو

شناور چشمۀ خاور در این دریای بی پایان

مگر روزی شود بر آتش غیرت سپند تو

منم طوطی شکر خا بهنگام ثنا خوانی

خصوصاً چون کنم باد از دهان پر ز قند تو

اگر بر چرخ اطلس برکشم دیبای مدحت را

بسی کوته بود بر سرو بالای بلند تو

حریفی گر زند حرفی ز نظم ناپسند من

ندارد مفتقر با کی اگر باشد پسند تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش و توصیف زیبایی و مقام محبوب (یا معشوق) می‌پردازد. شاعر از زلالی، شکوه و جذابیت محبوب خود سخن می‌گوید و به اشاره به شخصیت‌های بزرگ تاریخ مانند اسکندر و افلاطون، نشان می‌دهد که جذابیت محبوبش حتی بالاتر از این شخصیت‌هاست. او نسبت به آثار و افکار حکیمانی چون لقمان و ارسطو نیز اشاره می‌کند و بیان می‌کند که حکمت و زیبایی در وجود محبوبش تجلی یافته است. شاعر همچنین به زیبایی و دشواری رسیدن به محبوب اشاره کرده و نشان می‌دهد که هیچ چیز نمی‌تواند به مقام و زیبایی او برسد. او خود را به عنوان طوطی شیرین‌زبان توصیف می‌کند که در ستایش محبوبش سخن می‌گوید و می‌پندارد که هیچ مدح و ستایشی نمی‌تواند به اندازه زیبایی و عظمت محبوبش باشد. در نهایت، شاعر می‌گوید که اگر کسی بخواهد بر او خرده بگیرد، بی‌اهمیت است، چون او با وجود محبوبش هیچ کم و کسر ندارد.