شمارهٔ ۱۱۷ غروی اصفهانی
محمدحسین غروی اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
آبرومندم به عشق روی تو
سرفرازم در هوای کوی تو
رفرفم را تا به او ادنی رساند
قاب قوسین خم ابروی تو
من نیم بیگانه از خویشم مران
سالها خو کرده ام با خوی تو
ماسوا را پشت سر افکنده ام
تا که دیدم روی دل را سوی تو
بر جبینم نقش عشق خال تست
در مسلمانی شدم هندوی تو
سینۀ زارم نشان تیر تست
آفرین بر شست و بر بازوی تو
از بهشت عنبرین خوشبوتر است
گلشن حانم بیاد بوی تو
رشک سینا شد فضای سینه ام
از فروغ غرۀ نیکوی تو
دل زهرآشفتگی آزاد شد
تا که شد در حلقۀ گیسوی تو
آن زمان جستم ز جوی زندگی
چون شدم در جستجوی جوی تو
مفتقر سرگشتۀ چوگان تست
سر چه باشد تا بگردد گوی تو؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به عشق و علاقه شدید خود به معشوقش میپردازد. او با افتخار و ارادت از زیباییها و جذابیتهای معشوقش سخن میگوید و تأکید میکند که سالها به او نزدیک شده و از دیگران روی برگردانده است. عشق او به معشوقش آنقدر عمیق است که حتی به هویت او وابسته شده و در پی یافتن آرامش و معنا در زندگی خود، تنها به یاد و وجود معشوقش پناه برده است. این عشق و اشتیاق به حدی است که تمامی هستیاش را تحت تأثیر قرار داده و به زیباییهای او در بهشت و طبیعت اشاره میکند. در نهایت، شاعر از بودن در کنار معشوق و جستجو برای اتصال به او سخن میگوید.