شمارهٔ ۱۱۹ غروی اصفهانی
محمدحسین غروی اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
اگر روزانه باشد یا شبانه
ندارم جز نوای عاشقانه
پی دیدار رویش بخت بستم
نه صاحب خانه را دیدم نه خانه
نهادم سر به صحرا همچو مجنون
که از لیلی مگر یابم نشانه
زدم در راه عشقش سر به دریا
چه میزد آتش عشقم زبانه
به گرد کوی او سر گرد بودم
به گوشم ناگه آمد این ترانه
نبندی زان میان طرفی کمروار
اگر خود را به بینی در میانه
بکوب این راه را با پای همت
نخواهد اسب تازی تازیانه
چه مردان طریقت راهرو باش
مگیر از بیم چون کودک بهانه
اگر نوح است کشتیان مکن هول
از این دریای ناپیدا کرانه
چه دل دادی بدلبر پس روا نیست
مگر سر را کنی از پی روانه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و longing شاعر به معشوق است. شاعر با احساساتی عمیق و عاشقانه به وصف حال خود میپردازد و از تلاش برای رسیدن به معشوق صحبت میکند. او خود را در جستجوی نشانهای از معشوق، مانند مجنون در پی لیلی، توصیف میکند و به چالشهای راه عشق اشاره میکند. با وجود درد و رنج، او به جستجوی خود ادامه میدهد و به اهمیت همت و تلاش در این مسیر اشاره میکند. همچنین، شاعر نسبت به ترس و تردید هشدار میدهد و از موانع پیشرو نمیهراسد. در نهایت، او تأکید میکند که برای رسیدن به هدف باید حرکت کرد و از دل دلبر چشمپوشی نکرد.