شمارهٔ ۱۴ غروی اصفهانی
محمدحسین غروی اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلتن فعلن
با نیک و بد دنیا خوش باش
چون بادۀ صافی بیغش باش
بر خاک چو آب برم آرام
وز باد هوی نه چو آتش باش
از خلق زمانه کناره بگیر
یا با همگی بکشاکش باش
با مردم نادان کله مزن
تسلیم کن و بز اخفش باش
از دیو طبیعت دوری کن
دیوانۀ یار پریوش باش
جمعیت خاطر اگر طلبی
چون زلف نگار مشوش باش
گر نقش نگار همی جوئی
از اشک و سرشک منقش باش
چون مفتقر اندر کوی وفا
از روی نیاز بلاکش باش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر توصیه میشود که با خوبیها و بدیهای دنیا سازگار باش و مانند یک نوشیدنی صاف و بدون نقص، زندگی کن. نسبت به مشکلات و بدیهای زندگی آرامش خود را حفظ کن و از آتش خشم و هیجانات دوری کن. از مردم زمانه فاصله بگیر یا در صورت نیاز، با آنها در تعامل باش. با نادانان بحث نکن و بهتر است به آنها بیتوجهی کنی. از طبیعت خبیث دوری کن و عاشق یار زیبایت باش. اگر به دنبال دلخوشی هستی، باید به زندگی مانند مویی شل و پریشان نگاه کنی. اگر دنبال زیبایی هستی، آن را در اشک و غم خود پیدا کن. در نهایت، مانند یک نیازمند به عشق و وفا، زندگی کن و با تواضع با آن روبرو شو.