نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹ غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلتن فعلن

هر کس بتو دست تولی زد

پا بر سر عرش معلی زد

تا با تو دلم همدم شد، دم

از سرّ «دنا فتدلی» زد

هر کس که «بلی» گو شد ز الست

در نقش جهان رقم «لا» زد

از روی مه تو فروغی بود

برقی که از طور تجلی زد

از شعلۀ روی تو عالم سوخت

آتش در بنده و مولی زد

بی عشق تو گمره هر که قدم

در وادی صائم و صلی زد

دل به تو هر که تسلی داد

عشق تو قلم بتسلی زد

شد مفتقر شیدا مجنون

در عشق تو نغمه ز لیلی زد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و تاثیری است که محبوب بر روی دل و جان انسان دارد. شاعر با بیان اینکه هر کسی به محبوب نزدیک شود، به عرش آسمان‌ها می‌رسد و از نور او بهره‌مند می‌شود، نشان می‌دهد که عشق به او زندگی را پرمعنا و روشن می‌کند. او همچنین به این نکته اشاره دارد که عشق بدون محبوب، انسان را گمراه و سردرگم می‌کند. در نهایت، شاعر به شور و شیدایی عشق می‌پردازد و به عشق لیلی و مجنون اشاره می‌کند که نشان‌دهنده عمق و شدت عشق واقعی است.