نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳ غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی / غزلیات / وزن: متفاعلتن متفاعلتن

ای مرهم سینۀ خستۀ ما

وی مونس قلب شکستۀ ما

ما بلبل شورانگیز توایم

ای تازه گل نو رستۀ ما

در نغمه گری دستان تواند

در گلشن وحدت دستۀ ما

پیوسته بود با نفخۀ صور

این زمزمۀ پیوستۀ ما

برخاسته تا افق گردون

فریاد ز بخت نشستۀ ما

کی حلقه شود در گردن یار

این دست بگردن بستۀ ما

از مفتقر این غوغا چه عجب

وز این غزل برجستۀ ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و نیاز به محبت و کمک اشاره دارد. شاعر از محبوبی می‌گوید که مرهمی برای دل‌های خسته و شکسته است. او خود را بلبل شورانگیز توصیف می‌کند و به زیبایی و تازگی محبوب اشاره می‌کند. در این شعر نغمه‌های دل‌نشین و پیوسته‌ای که از آن محبوب به گوش می‌رسد، به تصویر کشیده شده و بیانگر امید و آرزو به وصال محبوب است. شاعر از درد و رنج‌های خود در این راه سخن می‌گوید و برعکس، به زیبایی و هنری که از این عواطف ناشی می‌شود، تاکید می‌کند.