شمارهٔ ۶۳ غروی اصفهانی
محمدحسین غروی اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
ما را به جهان جز به تو کاری نبود
جز بر کرمت امیدواری نبود
بیتابی عاشق بود از قلب سلیم
زیرا که سلیم را قراری نبود
مست تو بجز دم ز انا الحق نزند
در خاطرش اندیشۀ داری نبود
دل نخلۀ طور است چه غوغا کو را
جز سر انا الحق برو باری نبود
آئینۀ دل را که ز وحدت صافی است
جز کثرت موهوم غباری نبود
در کون و مکان دائرۀ وحدت را
جز نقطۀ دل هیچ مداری نبود
آن سینه که سینای تجلای تو شد
در پرده در پس اختیاری نبود
از بادۀ عشق هر که گردید خراب
بر لاف و گزافش اعتباری نبود
در بزم شراب و ساقی گلرخ یار
البته امید هوشیاری نبود
جانا نظری مفتقر کوی ترا
جز فقر و فنادار و نداری نبود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان وابستگی و عشق عمیق عاشق به معشوق میپردازد. شاعر میگوید که در این جهان تنها به خداوند و کرامت او امید دارد و هیچ چیز دیگری برایش مهم نیست. او به بیتابی و عشق سلیم اشاره میکند که هیچگاه آرامش ندارد. همچنین، او بیان میکند که کسانی که در عالم عشق غرق شدهاند، جز عشق و دوستداری چیزی نمیبینند. در نهایت، شاعر از نیاز به نگاهی از جانب معشوق سخن میگوید و از فقر و فنا در عشق یاد میکند. کلّ شعر بر محور عشق به حقیقت و وحدت revolves و نشاندهندهی غفلت انسانها از این حقیقت است.