شمارهٔ ۶۸ غروی اصفهانی
محمدحسین غروی اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
رموز عشق را جز عاشقِ صادق نمیداند
حدیث حسن عذرا را به جز وامق نمیداند
مرا شوقی بود در دل که اظهارش بُوَد مشکل
چه راز است آنکه جز صاحبدل شائق نمیداند
علاج دردمند عشق صبر است و شکیبایی
ز من بشنو، طبیب ماهر حاذق نمیداند
بلی سِرّ حقیقت راز مردان طریقت جوی
لِسان عشق را البته هر ناطق نمیداند
نیندیشد ز آخر هرکه ز اول عشق آموزد
ز خود بگذشته هرگز سابق و لاحق نمیداند
نشاید مشت خاکی را چه آتش سرکشی کردن
که هر سنجیده خود را بر کسی فائق نمیداند
مده فرماندهی در ملک دل دیو طبیعت را
که عقل این حکمرانی را بر او لایق نمیداند
به عیب ظاهر مخلوق بر باطن مکن حکمی
که مکنون خلایق را به جز خالق نمیداند
بپرس از مفتقر هر نکتهای کز عشق میخواهی
فنون عشق عذرا را به جز وامق نمیداند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان پیچیدگیها و رموز عشق میپردازد و تأکید میکند که فهم عمیق عشق تنها برای عاشقانی که صادقانه و با دل پاک عشق میورزند ممکن است. شاعر میگوید که هر کسی نمیتواند به درستی تجربیات و حقایق عشق را درک کند، مگر آنکه خود عاشق باشد. عشق نیاز به صبر و شکیبایی دارد و تنها افرادی که در مسیری معنوی قدم گذاشتهاند میتوانند لذات و دشواریهای آن را بفهمند. همچنین شاعر به مخاطب یادآور میشود که در قضاوت درباره دیگران، نباید تنها به ظاهر اکتفا کرد و باید به باطن و روح انسانها توجه داشت. در نهایت، او به این نکته اشاره میکند که تنها کسانی که عشق را به درستی تجربه کردهاند، میتوانند از رمز و رازهای آن آگاه باشند.