شمارهٔ ۷۹ غروی اصفهانی
محمدحسین غروی اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
هله ای نیازمندان که گه نیاز آمد
سر و جان به کف بگیرید که سرو ناز آمد
هله ای کبوتران حرم حریم عزت
که همای عرش پیما سوی کعبه باز آمد
هله ای پیاله نوشان که ز کوی می فروشان
صنمی قدح به کف با دف و چنگ و ساز آمد
هله ای گروه مستان که بکام می پرستان
بدو صد ترانه آن دلبر دلنواز آمد
هله ای امیدواران به امید خود رسیدند
که صلای رحمت از حضرت بی نیاز آمد
هله ای عراقیان شور و نوا که کعبه اکنون
به طواف کوی دلدار من از حجاز آمد
هله ای غزل سرایان که شگفته غنچۀ گل
بترنم و نوا بلبل نغمه ساز آمد
هله طالبان دیدار جمال «لن ترانی»
که ز طور عشق آواز جگر گداز آمد
هله مفتقر در این راه بکوب پای همت
که به همت است هر بنده که سرفراز آمد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دعوتی است به شادمانی و توجه به لحظات خوش زندگی. شاعر از نیازمندان، کبوتران حرم، نوشندگان می و مستان میخواهد تا با شور و نشاط به استقبال نعمتها و زیباییها بروند. او به همه نوید میدهد که رحمت و عشق الهی در دسترس است و لحظههای دلپذیر مانند طواف کعبه و نغمهسرایی بلبلان به زندگی برگشتهاند. به طور کلی، شعر به ما یادآوری میکند که باید با امید و همت به استقبال زیباییها و خوشیها برویم.