نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۷ - و له ایضاً علیه الرحمة محیط قمی

محیط قمی / هفت شهر عشق / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

صدف دیده شد از اشک روان دریایی

به هوای گهر لعل روان بخشایی

جوی خون گر رود از دیده، به دامان شاید

که به رفت از نظر سرو سهی بالایی

غم عشق تو خریدیم، به نقد دل جان

کس نکرده است ازین خوبترک سودایی

غرقه ی بحر غم عشق نترسد زبلا

نوح را نیست زطوفان بلا پروایی

طی وادی خطرناک پرآشوب طلب

نتوان بی مدد راهبر بینایی

دوش در میکده در عالم مستی می گفت

با دل از کف شده ی خویش بت ترسایی

می توان یافتن از حالت امروزی شیخ

کین سیه دل نبود معتقد فردایی

ملک العرش گواه است که بعد از احمد

جز علی نیست مرا راهبر و مولایی

تا قوی دل به تولّای علی گشته «محیط»

نیست از دشمنی نه فلکش پروایی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات شاعر درباره عشق و درد ناشی از آن می‌پردازد. شاعر اشک‌ها و رنج‌های خود را به دریایی از غم تشبیه می‌کند و از هوای گوهری باارزش صحبت می‌کند. او به تجربه‌ی عشق خود اشاره می‌کند که هزینه دل و جانش را پرداخت کرده است. با وجود تمامی دردها و مشکلات، شاعر به علی (علیه‌السلام) به عنوان راهبر و مولای خود اشاره دارد و ایمانش را به او و دلیر بودنش در برابر دشمنان مستحکم می‌داند. این اشعار به نوعی ستایش از علی و عشق او به تصویر می‌کشد و بیانگر استقامت در برابر سختی‌هاست.