نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۸ - مختوم به مدح و منقبت حضرت شاه مردان علیه السلام محیط قمی

محیط قمی / هفت شهر عشق / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

عشق بخشنده مرا حشمت و جاه عجبی

از دل و آه سحر ملک و سپاه عجبی

رهنما عشق بود راه طلب ملک فنا

رهنمای عجبی دارم و راه عجبی

شرف خدمت درویش گرت دست دهد

مده از کف که بود حشمت و جاه عجبی

تخت درویش بود عرش و کله سایه ی دوست

دارد این بی سر و پا، تخت و کلاه عجبی

تاک سر سبز نماناد که ای فرخ شاخ

دفع آفات ریا راست پناه عجبی

شرق تا غرب بگیرد، به یکی آه سحر

دارد این شاه جهان گیر، سپاه عجبی

پیر روشن دل ما گفت ز زاهد بگریز

کین تبه حال بود نامه سیاه عجبی

دعوی پاک دلی دارم بر صدق مقال

هست آلودگی خرقه گواه عجبی

شد کدر آیینه ی روی تو زآه دل من

برکشیدم زدل سوخته آه عجبی

مهر من گشت فزونتر به تو خطت چو دمید

رست در باغ رخت مهر گیاه عجبی

رخت در سایهٔ الطاف شه مردان کش

که بود سایهٔ این شاه پناه عجبی

شه مردان علی است و سپهش درویشان

چشم بد دور بود شاه و سپاه عجبی

پیش دارد سفر عشق و ره دیر «محیط»

خوش مبارک سفری باشد و راه عجبی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در مورد عشق و تاثیرات معنوی آن بر زندگی انسان است. شاعر بیان می‌کند که عشق به او مقام و عظمت بخشیده و راهی به سوی حقیقت و فنا نشان داده است. او به اهمیت خدمت به دیگران، به ویژه درویشان، اشاره می‌کند و بر این نکته تاکید دارد که حشمت و جاه واقعی در خدمت به دیگران نهفته است. همچنین، شاعر از خطرات ریا و دوری از زهد صحبت می‌کند و به ضرورت پاک‌دلی و دوری از آلودگی‌ها تاکید می‌ورزد. او بر این باور است که عشق و مهر می‌توانند زندگی را بهبود بخشند و سفر عشق را یک سفر مبارک و ارزشمند می‌داند. در نهایت، اشاره‌هایی به بزرگی شخصیت علی (ع) و درویشان به عنوان سپاهیان حقیقی عشق دارد.