شمارهٔ ۳۰ - در منقبت حضرت ابوالامه علی بن ابیطالب علیه السلام محیط قمی
محیط قمی / هفت شهر عشق / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
چون در چمن چمان شد، آن شوخ سرو قامت
در هر قدم به پا کرد هنگامهٔ قیامت
از آب و رنگ رخسار، بر آبروی گلزار
بازار سرو به شکست، قدّش زاستقامت
تو خون خلقی نوشی ای شیخ و ما می ناب
انصاف ده از این دو، شاید که را ملامت
در خاکدان گیتی، بی عشق هر که سر کرد
خواهد به خاک رفتن، با حسرت و ندامت
فانی است هر چه بینی در این سرای خاکی
جز نام نیک عشاق که او راست استدامت
به شکست ساغر دل، لعل لبت به فرما
کز بوسه ای برآید، از عهده ی غرامت
ای محرمان حضرت، با پادشه بگوئید
تیمار خستگان است، سرمایه ی سلامت
منعم اگر نپرسد، از حال بینوایان
پرسند و باز ماند، در عرصه ی قیامت
در ری شده است ما را، بی دوست کار مشکل
نی مانده پای رفتن نی طاقت اقامت
مهر علی است جنت، قهر علی است دوزخ
حُب علی است میزان در عرصه ی قیامت
از پا «محیط» افتاد، از دست برد ایام
دست بگیر زالطاف، ای منبع کرامت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت عشق و زندگی است. شاعر به توصیف زیبایی «سرو» و شور و هیجانی که او ایجاد میکند، میپردازد. او به رابطهٔ عشق و ناکامیهای زندگی اشاره میکند و میگوید کسانی که بدون عشق بسر میبرند، در نهایت با حسرت و ندامت از دنیا میروند. شاعر همچنین بر اهمیت نام نیک و یاد محبوبان تأکید دارد و میگوید که همه چیز در این دنیا فانی است، مگر عشق و یاد معشوق. او در پایان به محبت و رحمت به بندگان خدا اشاره میکند و میخواهد که نیازمندان مورد توجه قرار گیرند. بهطور کلی، این شعر دعوت به عشق ورزی و توجه به یکدیگر در سختیهای زندگی دارد.