نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات از رسالهٔ جلالیه / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

شعلهٔ حسن تو بالاتر ازین می‌باید

برق این شعله هویداتر ازین می‌باید

نیم بسمل شده‌ای فیض تمام از تو نیافت

خنجر ناز تو بُرّاتر ازین می‌باید

طاق ابروی کجت طاقت من طاق نساخت

غرهٔ حسن تو غراتر ازین می‌باید

شعلهٔ نیم نظرهای توام پاک بسوخت

آری اسباب مهیاتر ازین می‌باید

من ز تقصیر تو رسوای دو عالم نشدم

شهرهٔ عشق تو رسواتر ازین می‌باید

نیست کوتاه ز دامان تو دست همه کس

پایه وصل تو بالاتر ازین میباید

با گدائی که حریص است به دریوزه وصل

سگ کوی تو به غوغاتر ازین می‌باید

محتشم خواهی اگر دغدغه‌ناکش سازی

غزلی وسوسه‌فرماتر ازین می‌باید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تمجید از زیبایی و جذابیت محبوب خود می‌پردازد و می‌گوید که زیبایی او باید فراتر از آن چیزی باشد که مشاهده می‌شود. شاعر احساس می‌کند که عشق و جذابیت محبوبش باعث رسوایی و ناتوانی او شده است و به توصیف حالات و عواطف خود در برابر این عشق می‌پردازد. همچنین، او از سادگی و ناتوانی خود در مقابل محبوب شکایت می‌کند و خواهان نزدیکی بیشتری به اوست. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که برای کاهش درد عشق، باید غزلی زیباتر و وسوسه‌انگیزتر از این تعبیر کند.