نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات از رسالهٔ جلالیه / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)

بترس از آن که درآرد سر از دهان من آتش

به جانب تو کشد شعله از زبان من آتش

بترس از آن که ز آمیزشت به چرب زبانان

شود زبانه‌کش از مغز استخوان من آتش

بترس از آن که چه باران لطف بر همه باری

به برق آه زند در دل تو جان من آتش

بترس از آن که ز حرف حریف سوز نوشتن

به جانب تو زند در قلم بنان من آتش

بترس از آن که چه سک دامن تو گیرم و گیرد

بدامنت ز زبان شرر فشان من آتش

بترس از آن که چو من تیر آه افکنم از دل

به جای تیر جهد از دم کمان من آتش

بترس از آن که ز سوزنده شعرها گه و بیگه

به مجلست فکند محتشم لسان من آتش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمThreat و احتیاط اشاره دارد و به طور خاص، به احساسات و کلماتی که می‌توانند خطرناک یا آسیب‌زننده باشند می‌پردازد. شاعر به طرف مقابل هشدار می‌دهد که از آتش احساسات و سخنانش بترسد، چرا که این آتش می‌تواند به او آسیب برساند یا عواقب ناخوشایندی به دنبال داشته باشد. هر بیت، به نوعی به تأثیرات منفی محبت، کلمات و احساست اشاره می‌کند و از طرف مقابل می‌خواهد که نسبت به این خطرات هوشیار باشد. شاعر از تصاویر آتش و شعله به عنوان نمادهای سوزنده و آسیب‌زننده استفاده می‌کند تا شدت احساساتش را به تصویر بکشد.