شمارهٔ ۶۲ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات از رسالهٔ جلالیه / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
چو دلگشای رقیبان شوی به لطف نهانی
زبان بنده ببندی به التفات زبانی
چو تیر غمزه نهی در کمان کشی همه بر من
ولی کنی به توجه دل رقیب نشانی
چو تیغ ناز کشی منتش کشم من غافل
ولی به علم نظر زخم بر رقیب رسانی
چو دلبری کنی آغاز من نخست دهم دل
ولی تو سنگ دل اول دل رقیب ستانی
شکر برای من ارزان کنی گه سخن اما
نهان به جنبش لب جمله بر رقیب فشانی
چو کوه اگر همه تمکین شوی بروی خوشم من
و گرچه بادروی چون رسد رقیب بمانی
بلی گهی که نهی در کمان خدنگ تغافل
تغافل از دل مجروح محتشم نتوانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساسات عاشقانه و رقابت است. شاعر به توصیف زیبایی و قدرت جذابیت محبوب میپردازد و نشان میدهد که چگونه محبوب میتواند با لطف و توجه خود دل rival (رقیب) را بدست آورد. او اشاره میکند که حتی اگر محبوب با ناز و طعنهزنی کند، او همچنان دلش را به رقیب میسپرد. شاعر از زخمهای عاطفی و غمهای ناشی از رقابت در عشق سخن میگوید و به زیبایی و قدرت محبوب در تحت تأثیر قرار دادن احساسات اشاره میکند. در کل، شعر به تضاد بین عشق و رقیب و تأثیرات آن بر دل عاشق میپردازد.