نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۷ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

زین نقش‌خانه کی من دیوانه جویمت

صورت طلب نیم که درین خانه جویمت

بیزم به جستجوی تو خاک دل خراب

گنجی عجب مدان که ز ویرانه جویمت

ای شمع دقت طلبم بین که در سراغ

ز آواز جنبش پر پروانه جویمت

عقلم فکند از ره و عشقم دلیل گشت

کز رهنمائی دل دیوانه جویمت

یک آشنا نشان توام در جهان نداد

شضد نوبت این زمان که ز بیگانه جویمت

ای خواب خوش که گمشده‌ای چند هر شبی

تا صبح از شنیدن افسانه جویمت

در کوی شوقم ای دریک دانه معبدی است

کانجا به ذکر سبحه صد دانه جویمت

جام فراق دادی و رفتی که در خمار

چون بی‌خودان به نعرهٔ مستانه جویمت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این غزل اشاره به عشق و جستجوی معشوق دارد. شاعر با بیان احساس دیوانگی و شوق خود، به دنبال یافتن محبوبش است. او از ویرانی دل و خرابی‌های ناشی از عشق می‌گوید و به زیبایی و ظرافت محبوبش اشاره می‌کند. در عین حال، او به تنهایی و سرگردانی‌اش پرداخته و از خواب و افسانه‌هایی که در پی دیدار معشوق است، صحبت می‌کند. شاعر همچنین به وقوف خود و نقش عشق در دیوانه‌گی‌اش اشاره می‌کند و در نهایت به یادآوری لحظات وصال و خمار عاطفی می‌پردازد. این غزل در کل بیان‌گر عمق احساسات عاشقانه و جستجوی بی‌پایان انسانی برای دوست‌داشتن است.