نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۷ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بهتر است از هرچه دهقان در چمن می‌پرورد

آن چه آن نازک بدن در پیرهن می‌پرورد

زان دو زلف و عارضم پیوسته در حیرت کنون

بیضهٔ خورشید را زاغ و زغن می‌پرورد

نافه دارد بوئی از زلفت که بهر احترام

ایزدش در ناف آهوی ختن می‌پرورد

هست شیرین را درین خمخانه از حسرت دریغ

بادهٔ تلخی که بهر کوه کن می‌پرورد

بهره‌ای از دامنم خار است از آن گل پیرهن

گرد خرمن بین که اندر گل سمن میپرورد

می‌دهد از اشگ سرخم آب تیغ خویش را

تشنهٔ خون مرا از خون من می‌پرورد

عشق در هر آب و گل حالی دگر دارد از آن

محتشم جان می‌گدازد غیر تن می‌پرورد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به وصف زیبایی‌های طبیعت و عشق می‌پردازد. او از سختی‌ها و حسرت‌هایی که در زندگی و عشق دارد صحبت می‌کند. شاعر اشاره می‌کند به زیبایی‌های ظاهری و باطنی، همچون زلف و عطر. همچنین به تضادهای موجود در عشق، مانند شیرینی و تلخی می‌پردازد. به طور کلی، این شعر ترکیبی از احساسات عمیق و زیبایی‌های طبیعی را به تصویر می‌کشد.