شمارهٔ ۲۰۱ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
بیوفا یارا وفا و یاریت معلوم شد
داشتی دست از دلم دلداریت معلوم شد
شد رقیبم خصم و گفتنی جانبت دارم نگاه
آخرم کشتی و جانب داریت معلوم شد
بر دلم پر جوری از کین نهان کردی ولی
آن چه پنهان بود از پر کاریت معلوم شد
گفتمت مستی ز جام حسن و خونم ریختی
آری آری زین عمل هشیاریت معلوم شد
در قمار عشق خود را مینمودی خوش حریف
خوش حریفی از حریف آزاریت معلوم شد
دوش میکردی دلا دعوی بیزاری یار
امشب ای معنی ز آه و زاریت معلوم شد
این که میگفتی پشیمانم ز قتل محتشم
از تاسف خوردن ناچاریت معلوم شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره خیانت و بیوفایی یک معشوق است. شاعر احساسات عمیق خود را نسبت به خیانت یار بیان میکند و نشان میدهد که چگونه بیوفایی و عدم صداقت او را پشیمان و دردآور کرده است. او به تدریج متوجه میشود که عشق و وفاداری واقعی در یار وجود نداشته و رفتارهای پنهانی و آسیبزننده او را درک میکند. شاعر همچنین به یار میگوید که ادعای پشیمانیاش از اعمالش تنها نشاندهنده ضعف و ناتوانی او در کنار گذاشتن این بیوفایی است. در نهایت، این شعر ترکیبی از عشق، درد و ناامیدی است که ناشی از خیانت و فریبکاری یار بوده است.