نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۵ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

دلا نخل امل بنشان که باز آن سروناز آمد

تو هم ای خان باز آ که عمر رفته باز آمد

گریزان شد فراق و هجر بی‌خم زد تو هم اکنون

روی افسرده کی کان مایهٔ سوز و گداز آمد

بزن بر بام چرخ ای بخت دیگر نوبت عشقم

که با حسن بلند آوازه باز آن سروناز آمد

دگر غوغای مرغانست در نخجیر گاه او

که آواز پر شهباز و بانک طبل باز آمد

تو نیز ای دل که مالامال رازی مطمئن باشی

که آن جنبش‌نشین بحر بی‌آرام باز آمد

دگر ما و بهای خون خود کردن چو آب ارزان

که با سرمایهٔ ناز آن خریدار نیاز آمد

مخور غم محتشم من بعد کان غمخوار پیدا شد

مزن دیگر دم بیچارگی کان چاره ساز آمد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نوعی بازگشت و امید به زندگی و عشق می‌پردازد. شاعر از آمدن دوباره معشوق و پایان فراق سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که وقت آن است که به شادی و عشق پرداخته شود. دل شادمان است چرا که غم و جدایی به پایان رسیده و زیبایی و عشق بار دیگر زنده شده است. در نهایت، شاعر توصیه می‌کند که غم و اندوه را فراموش کرده و به شوق و شادی بپردازیم، زیرا راه‌حل‌ها و امیدها دوباره پیدا شده‌اند.