نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۳ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

زاهدان منع ز دیر و می نابم مکنید

کوثر و خلد من این است عذابم مکنید

چشم افسونگرش از کشتن من کی گذرد

بر من افسانه مخوانید و بخوابم مکنید

مدعی را اگر آواره نسازم ز درش

از سگان سر آن کوی حسابم مکنید

من خود از بادهٔ دیدار خرابم امشب

می‌میارید و ازین بیش خرابم مکنید

مدهید این همه ساغر بت سرمست مرا

من کبابم دگر از رشک کبابم مکنید

حرف وصلی که محال است مگوئید به من

آب چون نیست طلبکار سرابم مکنید

خواهم از گریه دهم خانه به سیلاب امشب

دوستان را خبر از چشم پرآبم مکنید

چارهٔ بیخودی من به نصیحت نتوان

به خودم باز گذارید و عذابم مکنید

توبه چون محتشم از می مدهیدم زینهار

قصد جان خاصه در ایام شرابم مکنید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق یک عاشق است که در آن، شاعر به زهد و خودداری از می و شراب اشاره می‌کند. او از دیگران می‌خواهد که او را از لذت‌هایی که به آن‌ها تعلق دارد، محروم نکنند و در عوض به محبت و عشق توجه بیشتری نشان دهند. شاعر با ابراز ناامیدی و درد ناشی از دوری از معشوق، به تکرار تأکید می‌کند که احساساتش عمیق‌تر از آن است که بتوان آن‌ها را با نصیحت یا توبه کنترل کرد. او از دیگران می‌خواهد که به آلام و غم‌های او توجه کنند و او را در این حالت رها نکنند. در کل، شعر سرشار از عشق، محنت و درخواست برای درک احساسات عمیق انسانی است.