نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۶ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای زهر خندهٔ تو چو شهد و شکر لذیذ

زهر تو از نبات کسان بیشتر لذیذ

از قد و لب ریاض تو را ای بهار ناز

هم نخل نازک آمده و هم ثمر لذیذ

قدت که هست نیشکر بوستان حسن

سر تا به پاست لذت و پا تا به سر لذیذ

دشنام تلخ زود مکن بس که در مذاق

زهریست این که بیشتر است از شکر لذیذ

روزی هزار گنج نهادی شکر فروش

بودی اگر شکر جو لبت ای پسر لذیذ

آن لب که من گزیده‌ام امروز کافرم

گر میوهٔ بهشت بود این قدر لذیذ

مطرب ز محتشم غزلی کن ادا که هست

نظم وی و ادای تو با یکدیگر لذیذ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت محبوبش اشاره می‌کند و او را با عناصری شیرین و خوشمزه مانند شهد و شکر مقایسه می‌کند. قد و لب او را به بهار و میوه‌های خوشمزه تشبیه می‌کند و بیان می‌کند که زهر کلمات تلخش نیز از شیرینی شکر بیشتر است. همچنین، شاعر از لذت‌های جسمی و روحی ناشی از محبت و عشق سخن می‌گوید و به نوعی تاثیر شگفت‌انگیز او بر دل و جانش را توصیف می‌کند. در نهایت، شاعر به هنر و لطافت بیان اشاره می‌کند و می‌خواهد که مطرب نیز لحن و شعر را با هم هماهنگ و دلنشین بیان کند.