نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹۶ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

زین بیشتر رکاب ستم سر گران مدار

در راه وصل این همه کوته عنان مدار

با درد و غم زیادم ازین هم عنان مکن

با آه و ناله بیشم ازین هم زبان مدار

یا پر به میل تیر نگه در کمان منه

یا تیر پر کش این قدر اندر کمان مدار

داری گمان که می‌شکنم عهد چون توئی

ای بدگمان به همچو منی این گمان مدار

خواهی اگر به بزم رهم داد بیش ازین

بر آستانم از قرق پاسبان مدار

یک لحظه آرمیده جهان از فغان من

حالم مپرس باز مرا بر فغان مدار

حرف کسی که کرده نهان حد حرمتت

باری ز من که پاس تو دارم نهان مدار

با یک جهان کرشمه جنبان صف مژه

برهم خورد اگر دو جهان باک از آن مدار

ای باغبان چو باغ ز مرغان تهی کنی

کاری به بلبلان کهن آشیان مدار

قدر ملک چو کم شوداز خواری سگان

گو غیر حرمت سگ این آستان مدار

گر مایلی به جور بکن هرچه میتوان

باک از هلاک محتشم ناتوان مدار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر با نغمه‌ای دلشکسته و احساسی، به ابراز درد و غم شاعری پرداخته است که در رابطه‌ای عشق‌ورزانه دچار رنج و مشکلات شده است. شاعر از محبوبش می‌خواهد که با سختی‌ها و بی‌محلی‌هایی که نمی‌تواند تحمل کند، او را بیشتر دچار رنج نکند. او بیان می‌کند که نباید به او و عهدی که بسته‌اند شک کند و از محبوب می‌خواهد که در این بزم و دنیا با او مدارا کند. همچنین، او نسبت به اوضاع جهان و نغمه‌های غم‌انگیز خود احساس ناامیدی و خستگی دارد و از محبوب می‌خواهد که از درد و فریاد او غافل نشود. شاعر از بی‌توجهی و بی‌رحمی گلایه دارد و به محبوب می‌گوید که حتی اگر می‌خواهد به او جفا کند، نباید فراموش کند که او نیز انسانی معصوم و محتشم است که سزاوار احترام است. این ابیات در نهایت به اراده و احساسات عمیق انسانی و دغدغه‌های عاشقانه اشاره دارد.