نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۸ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز لاله‌زار مرا بی‌جمال دل نواز چه فیض

ز جام می لب ساقی گل عذار چه حظ

در انجمن که نباشد مغنی گل رخ

ز صوت فاخته و نغمهٔ هزار چه حظ

شکار تا شده دلهای بی محبت را

ز تیر غمزهٔ خوبان جان شکار چه حظ

چو نیست در نظر آن گل که نوبهار من است

مرا ز باغ چه حاصل ز نوبهار چه حظ

غرض مشاهده حسن توست از خوبان

وگر بی‌تو ز خوبان روزگار چه حظ

درین دیار دل محتشم خوش است به یار

گهی که یار نباشد درین دیار چه حظ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عاشقانه و زیبایی‌های عشق و دلبستگی می‌پردازد. شاعر از لذت‌های زندگی بدون جمال محبوب سخن می‌گوید و به نارضایتی خود از نبود محبوب اشاره می‌کند. او به لذت‌های ظاهری مانند شراب و صدای آوازها اشاره می‌کند، اما تاکید می‌کند که در نبود محبوب، هیچ یک از این لذت‌ها واقعی نیستند. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که هدف از زندگی تنها مشاهده زیبایی‌های محبوب است و بدون او، هیچ چیز خوشایند نیست.