نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۶۵ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تا کی کشی به بی گنهان از عتاب تیغ

ای پادشاه حسن مکش بی حساب تیغ

تا عکس سرو قد تو در بر کشیده است

دارد کشیده بد ز غیرت بر آب تیغ

در ذوق کم ز خوردن آب حیات نیست

خوردن ز دست آن مه مشکین نقاب تیغ

از بس که بهر کشتنم افتاده در شتاب

ترسم به دیگری زند از اضطراب تیغ

یابند محرمان سحرش کشته برفراش

گر بر کسی کشد ز غضب او به خواب تیغ

قتلم فکند دوش به صبح و من اسیر

مردم ز غم که دیر کشید آفتاب تیغ

عابد کسی است در پی قتلم که می‌کشد

بر آهوی حرم ز برای ثواب تیغ

می‌دید بخت و دولت خونریز محتشم

می‌بست یار چون به میان از شتاب تیغ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در مورد قساوت و خشونت پادشاهی است که بی‌رحمانه به بی‌گناهان حمله می‌کند. شاعر از شکنجه و کشتن بی‌دلیل افراد می‌گوید و به عذاب و اضطرابی که بر دلی آرام می‌گذارد، اشاره می‌کند. او به زیبایی و جذابیت شخصی که مورد تهدید است اشاره می‌کند و اظهار می‌دارد که دیگران ممکن است به دلیل ترس از پادشاه، جان خود را از دست بدهند. در نهایت، شاعر از نگهبانان و عابدان سخن می‌گوید که به خاطر ثواب یا از محبت به حق، در پی کشتن می‌روند. این شعر انتقادی نسبت به قدرت و فساد است و نشان‌دهنده تاثیر ناگوار سلطه بر زندگی انسان‌هاست.