نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۱ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

وصلم نصیب شد ز مددکاری رقیب

یاران مفید بود بسی یاری رقیب

در شاه راه عشق کشیدم ز پای دل

صد خار غم به قوت غمخواری رقیب

بیزاریش چو داد ز یارم برات وصل

من نیز میدرم خط بیزاری رقیب

از جام هجر یار چوسرها شود گران

ما هم کنیم فکر سبکساری رقیب

در دوست دشمنی من درمانده مانده‌ام

بیچاره از محبت ناچاری رقیب

ما را بسی مقرب دلدار کرده است

دوراست این عمل ز علمداری رقیب

ترسم که عاقبت شود افسرده محتشم

بازار عشق ما ز کم آزاری رقیب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از تجربیات خود در عشق و روابط عاطفی سخن می‌گوید. او به مددکاری رقیب اشاره می‌کند که کمک و یاری‌هایش در مسیر عشق برای او مفید بوده است. اگرچه می‌خواهد به یار خود نزدیک شود، ولی احساس خستگی و رنج ناشی از جدایی را نیز درک می‌کند. شاعر به نوعی سردرگمی بین عشق و دشمنی دچار شده و از اینکه رقیبش او را به این احساسات دچار کرده، نگران است. او از عاقبت این وضعیت می‌ترسد و به رابطه عشق و درد اشاره دارد که به‌دلیل موانع و رقیب، تحت‌فشار است. در نهایت، او به دنبال آرامش و وصل است ولی این مسیر برایش دشوار است.