شمارهٔ ۱ - ایضا در مرثیه محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
دو بیننده نخل کثیرالثمر
که بودند در آن به نشو و نما
دو تابندهٔ بدر سعادت اثر
که میبرد از ایشان جهانی ضیا
یکی صاحب خلق و خوی حسن
مسمی به آن اسم به هجت فزا
یکی زبده مردم نیکنام
برو نام حیدر علیه الثنا
به یکبار از تند باد اجل
فتادند از پا به حکم قضا
وزین غم به خاک مذلت نشست
برادر که بد اشرف اقربا
سرو سرور تاجران تاجری
فصیح سخندان صاحب ذکا
چو تاریخشان خواستم عقل گفت
آلهی بود تاجری را بقا
به رسم الخط او را چه کردم حساب
سخن شاهدی بود کوته قبا
ولی در تلفظ لباس حروف
خرد یافت بر قدمدت رسا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
دو بیننده به نامهای حسن و حیدر در جستجوی سعادت و آگاهی بودند. آنها مانند دو ستاره درخشان در زندگی خود، به دیگران نور و روشنی میبخشیدند. اما ناگهان به دلیل قدرت تقدیر، بر زمین افتادند و غم و اندوه بر خانواده و نزدیکانشان سایه انداخت. یکی از این دو، تاجری فصیح و باهوش بود که در تاریخ باقی خواهد ماند. با وجود کوتاهی در زندگی، کلمات و آثارش نشاندهندهٔ دانش و بلاغت او بود.